خوشنویسی با خودکار

دپارتمان مجازی خوشنویسی با خودکار نوین تحریر

خوشنویسی با خودکار

دپارتمان مجازی خوشنویسی با خودکار نوین تحریر

خوشنویسی با خودکار

محفلی آرام و دوست‌داشتنی برای هنرمندان و علاقمندان به خوشنویسی با خودکار و خط تحریری!

مشاوره و ثبت سفارش
09307526507

اینستاگرام
Instagram.com/NovinTahrir

تلگرام ویدیوهای خط خودکاری
NovinTahrir

تلگرام اخبار ما
AramFamily

موارد قابل ارائه:
* کلاس خط (مجازی و حضوری)
* کتاب خوشنویسی با خودکار
* کاغذ یادداشت ویژه خط خودکاری
* تابلو خط و ...


۹ مطلب با موضوع «تابلو خوشنویسی» ثبت شده است

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات

ما گدایان خیل سلطانیم

شهربند هوای جانانیم

بنده را نام خویشتن نبود

هر چه ما را لقب دهند آنیم

گر برانند و گر ببخشایند

ره به جای دگر نمی‌دانیم

چون دلارام می‌زند شمشیر

سر ببازیم و رخ نگردانیم

دوستان در هوای صحبت یار

زر فشانند و ما سر افشانیم

مر خداوند عقل و دانش را

عیب ما گو مکن که نادانیم

هر گلی نو که در جهان آید

ما به عشقش هزاردستانیم

تنگ چشمان نظر به میوه کنند

ما تماشاکنان بستانیم

تو به سیمای شخص می‌نگری

ما در آثار صنع حیرانیم

هر چه گفتیم جز حکایت دوست

در همه عمر از آن پشیمانیم

سعدیا بی وجود صحبت یار

همه عالم به هیچ نستانیم

ترک جان عزیز بتوان گفت

ترک یار عزیز نتوانیم


مولوی » دیوان شمس » غزلیات

سلطان منی سلطان منی

و اندر دل و جان ایمان منی

در من بدمی من زنده شوم

یک جان چه بود صد جان منی

نان بی‌تو مرا زهرست نه نان

هم آب منی هم نان منی

زهر از تو مرا پازهر شود

قند و شکر ارزان منی

باغ و چمن و فردوس منی

سرو و سمن خندان منی

هم شاه منی هم ماه منی

هم لعل منی هم کان منی

خاموش شدم شرحش تو بگو

زیرا به سخن برهان منی


     


ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻋﻤﺮﯼ ﺍﯼ ﺳﯿﻪ ﻣﻮ ﭼﻮﻥ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﻡ

ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﻗﺼﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺷﻔﺘﮕﯽ ﺑﻨﻬﻔﺘﻪ ﺍﻡ


ﺯ ﺷﺮﻡ ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺑﺒﯿﻨﻤﺖ ﻧﺪﺍﻧﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﻮ ﺑﮕﺬﺭﻡ ﻣﻦ


ﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺩﻟﻢ ﺭﺿﺎ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﻡ ﺯ ﻋﺸﻘﺖ

ﻧﻪ ﻃﺎﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺭﺥ ﺗﻮ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﻣﻦ


ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻋﻤﺮﯼ ﺍﯼ ﺳﯿﻪ ﻣﻮ ﭼﻮﻥ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﻡ

ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﻗﺼﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺷﻔﺘﮕﯽ ﺑﻨﻬﻔﺘﻪ ﺍﻡ


ﺩﻝ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻬﺮﺕ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺗﺮ ﺷﺪ

ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺪﯾﺚ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺷﺪ


ﺑﺎ ﺩﻝ ﻧﮕﻮﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ

ﺑﺎﻭﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻗﺼﻪ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻭﻓﺎ ﺭﺍ


ﻣﮕﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻝ ﻗﺼﻪ ﻭﻓﺎ ﺑﮕﻮﯾﯽ

ﺑﻪ ﻗﺼﻪ ﺷﺪ ﭼﻮ ﺁﺷﻨﺎ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﮕﻮﯾﯽ


ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻋﻤﺮﯼ ﺍﯼ ﺳﯿﻪ ﻣﻮ ﭼﻮﻥ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﻡ

ﺩﺭﻭﻥ ﺳﯿﻨﻪ ﻗﺼﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺷﻔﺘﮕﯽ ﺑﻨﻬﻔﺘﻪ ﺍﻡ


ﺯ ﺷﺮﻡ ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺑﺒﯿﻨﻤﺖ ﻧﺪﺍﻧﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﻮ ﺑﮕﺬﺭﻡ ﻣﻦ


ﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺩﻟﻢ ﺭﺿﺎ ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﻡ ﺯ ﻋﺸﻘﺖ

ﻧﻪ ﻃﺎﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺭﺥ ﺗﻮ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﻣﻦ...



 ترانه سرا: بیژن ترقی


هبوط


مهراوه من،میهن من!

در نامهای تهی الهه ها تو را می‌پرستیدم

من آنها را از تو پر میکردم، در سیمای قهرمانان

ترا عاشقانه می‌ستودم، در خاک سرزمینم با

تو عشق می ورزیدم، در چشمهای معشوقم تو را میدیدم،

در اندام بُتم تو را می‌ستودم...

گر کار فلک به عدل سنجیده بدی

احوال فلک جمله پسندیده بدی

ور عدل بدی بکارها در گردون

کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی

رباعیات خیام

ان‌شاءالله عمری باشه و بقیه اشعار رو هم بازنویسی کنیم.

در پناه حسینم

شکر خدا را که در پناه حسینم

شکر خدا را

شکر خدا را که در پناه حسینم